العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )

196

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )

آشفته و نگرانى زياد با جمعيتى كه اطرافش را گرفته بودند فرياد ميزد مردم برويد در خانه پسر پيغمبر على بن الحسين بوسيله او در خانه خدا برويد و زارى كنيد و توبه نمائيد شايد خداوند اين عذاب را بر طرف كند . جابر گفت همين كه چشم امير به حضرت باقر افتاد با عجله آمده گفت يا ابن رسول الله نمىبينى چه بر سر امت محمد آمد ، هلاك شدند و از بين رفتند . پدرت كجا است تا تقاضا كنيم با ما به مسجد بيايد دعا و تضرع و زارى كنيم شايد خداوند بواسطه او بلا را از امت محمد بر طرف نمايد . حضرت باقر فرمود ان شاء الله انجام خواهد داد ولى خود را اصلاح كنيد توبه نمائيد و كارهاى ناشايست را ترك كنيد . از كيفر خدا جز تبهكاران ايمن نيستند . جابر گفت همه رفتيم خدمت زين العابدين آن جناب مشغول نماز بود ايستاديم تا نمازش تمام شد متوجه ما گرديده آرام به پسرش حضرت باقر فرمود محمد ! نزديك بود همه مردم را هلاك كنى جابر عرضكرد آقا من متوجه حركت دادن نخ نشدم . فرمود جابر اگر متوجه حركت دادن نخ ميشدى كسى روى زمين باقى نميماند ، حالا بگوئيد مردم در چه حالند ؟ جريان را توضيح داديم . فرمود بواسطه كارهاى حرامى كه نسبت بما روا داشتند و احترام ما را نگه نداشتند چنين شد . عرضكردم آقا امير در خانه از ما درخواست كرده عرض كنيم شما به مسجد تشريف بياوريد تا مردم جمع شوند دعا و زارى كنند و از خدا بخواهند بلاء را دفع كند . امام تبسمى نموده اين آيه را خواند أَ وَ لَم تَك تَأْتِيكُم رُسُلُكُم بِالْبَيِّنات قالُوا بَلى قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْكافِرِين إِلَّا فِي ضَلال « 1 » .

--> ( 1 ) غافر 50 مگر پيمبران با دلائل آشكار نيامدند جوابدادند چرا گفتند دعا كنيد كه دعاى كافران سودى نخواهد داشت .